یاس خوشبو ی عالم

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون دروغ چرا؟

29 دی 1393 توسط قديري اناري

ازخدا که پنهون نیست ازشما چه پنهون

ﺩﺭﻭﻍ ﭼﺮﺍ؟

ﺟﻮﺍنان قدیم ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﯾه ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ !

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

مثـــلا :

 

● ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺳﺎﮐﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ

ﻣﯽ ﺑﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪٔ ﻣﺪﺭﺳﻪ، ﺟﯿﻢ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﺟﺒﻬﻪ ….

● ﻗﺒﻠﺶ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺗﻮﯼ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ ﻭ ﺳﻦ ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ….

● ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﺍﺭ ﻭ ﻧﺪﺍﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻓﻘﺮﺍ ﯾﺎ ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﺟﺒﻬﻪ ….

● ﺷﺐ ﻫﺎ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺍﺯ ﭼﺎﺩﺭ ﯾﺎ ﺍﺗﺎﻕ ﯾﺎ ﺳﻨﮕﺮ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺷﺐ

ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪﻧﺪ…

● بله ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻫﺎﯼ ﺷﺎﻥ ﻫﻢ ﻋﺎﻟﻤﯽ ﺩﺍﺷﺖ ….

 

ﺷﻬـــــــــــــﺪﺍ !

ای بهترین یواشکی های دنیا

ﺷﻤﺎﮐﻪ ﺻﺪﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺮﺳﺪ !

ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﺧﻠﻮﺕ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻨﺪ …

“آخر دیگر ﺧﯿﻠﯽ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻩ ﺍﺳت….

 نظر دهید »

فاصله بین بهشت وجهنم

28 دی 1393 توسط قديري اناري

از دانشمندی پرسیدند: تا بهشت چقدر راه است؟ دانشمند در پاسخ گفت: یک قدم. از وی توضیح خواستند. گفت: یکی پای خود را بر روی نفس اماره بگذارد. پای دیگرت را به بهشت بگذارد.

 2 نظر

خدایا....

27 دی 1393 توسط قديري اناري

خدایاااااا

به دل نگیر اگر

گاهی “زبانم ” ازشکرت باز می ایستد….

تقصیری ندارد…..

قاصر است

کم میآورد دربرابر بزرگی ات….

لکنت می گیرد واژه هایم در برابرت!!!

 

در دلم اما همیشه….

ذکر خیرت جاریست….

من برای بندگی تو هزارویک دلیل می خواهم

ممنونم که بی چون وچرا برایم خدایی میکنی…..

 2 نظر

ناسپاسی نعمت

27 دی 1393 توسط قديري اناري

خانم معلمی دریکی ازمدارس که اززیبایی واخلاق عالی بهره ای کافی داشت،..اما تاکنون مجرد مانده بود..

دانش آموزانش کنجکاو شده وازاو پرسیدند چرا بااینکه دارای چنین جمال واخلاقی زیبایی هستی هنوز ازدواج نکرده ای؟

گفت:

یک زنی بودکه دارای پنج دختر بوده،شوهرش آن زن راتهدیدکرده بود اگر یکبار دیگردختر بزایی من آن را سرراه خواهم گذاشت یابهرنحوی آن را بیرون می اندازم..

وخواست خداوند بودکه باردیگرآن زن دختری زایید..

پدرش آن دختر راگرفت وهرشب جلو درمسجدرهامیکرد..صبح که میامد می دیدکه کسی بچه رانگرفته است…

تاهفت روز این کارادامه داشت ..ومادرش هرشب برآن طفل قرآن میخواند واورادبه خداوند حواله میکرد..

خلاصه آن مرد خسته شد وکودکش رابه خانه بازگرداند .

مادرش خیلی خوشحال شد..تااینکه باردیگر باردار شد واین بار خیلی نگران این بودکه مبادا بازهم دختربزاید..اما خواست خداوند این بار براین بودکه پسربزاید..

ولی باتولدپسردختر بزرگشان فوت کرد..

باردیگر حامله شدوپسری بدنیا آورد اما دختر دومشان فوت کرد .

تااینکه پنج بار پسرزایید اما پنج دخترشان همه فوت کردند..سبحان الخالق الحکیم..!

 

اما فقط تنها دخترشان که پدر میخواست ازشرش خلاص شود برایشان ماند..!

مادر فوت کرد ودختر وپسرها همه بزرگ شدند…

 

خانم معلم به دانش آموزانش گفت میدانید اون دختری که پدرش میخواست ازشرش خلاص شود که بوده؟

اون منم…

ومن بدین خاطر تاحالا ازدواج نکرده ام چون پدرم خیلی پیرهست وکسی نیست که اورا تروخشک ونگهداری کند..

من برایش یک خدمتکار وراننده آورده ام..

اون پنج پسریعنی برادرانم فقط گاهگاهی بهش سرمیرنند..

یکیشان ماهی یکبار ویکی دوماهی یکبار..

پدرم اما همیشه دارد گریه میکند وپشیمان ازکاری که در کوچکی بامن کرده …

 

چه بساچیزهایی راکه دوست ندارید وناپسند می دانید امابرای شما درآن خیری نهفته است..

والله یعلم وانتم لاتعلمون..

الله میداند..اماشما درفهم ودرک آن عاجزهستید .

 

 

 1 نظر

اللهم عجل لولیک الفرج

26 دی 1393 توسط قديري اناري

ﺁﻗﺎﺳـــــــــﻼﻡ ! ﺑﺎﺯﻣﻨــﻢ ،ﺧﺎﮎ ﭘﺎﯾــــﺘﺎﻥ .

ﺩﯾـــﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻟﮏ ﺯﺩﻩ ﻗﻠﺒــــﺶ ﺑﺮﺍﯾــــــﺘﺎﻥ !

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﻼﺱ ﺳــــﺮﺩ ﺣﻀﻮﺭ ﺗﻮ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ

ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﭼﻨﺪﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻏﺎﯾﺐ ﺍﺳﺖ ؟

ﻧﺮﮔﺲ ﺷﮑﻔﺘــــﻪ ﺍﺳﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺍﺩ ﻣﯽ ﺯﻧـــﺪ

ﺁﻗﺎ ﺑﯿﺎ ﮐﻪ ﻓﺎﺻـــــﻠﻪ ﻓــــــﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺯﻧــــــــﺪ

ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻧﻤﯽ ﺷــــــــــــﻮﺩ ﺍﻧﺪﻭﻫﮕﯿﻦ ﻧﺒﻮﺩ

ﺩﻟــــــﻮﺍﭘﺲ ﻧﻬﺎﯾــــــــﺖ ﺗﻠﺦ ﺯﻣﯿــــــــﻦ ﻧﺒﻮﺩ

ﺗﺐ ﮐﺮﺩﻩ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺯ ﻏﻤﺖ ﻣﺪﺗـــــﯽ ﻣﺪﯾـــــــﺪ

ﻫﺬﯾﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺷﺪﻩ ‏« ﺁﻗﺎ ﺧﻮﺵ ﺁﻣﺪﯾــــﺪ ‏»

ﺁﻗﺎ ﺩﻟﻢ ﻋﺠﯿﺐ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﺸـــــــﺪ

ﺩﺳﺘﻢ ﻣﺪﺍﻡ ﻭﺍﮊﻩ ﯼ ‏« ﺑﺮ ﮔﺮﺩ ‏» ﻣﯽ ﮐﺸـﺪ

ﺍﻣﻀﺎﺀ : ﺩﻭ ﭼﺸﻢ ﺧﯿﺲ ﻭ ﺩﻟﯽ ﺩﺭ ﻫﻮﺍﯾﺘـــﺎﻥ ،

ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻟﮏ ﺯﺩﻩ ﻗﻠﺒﺶ ﺑﺮﺍﯾﺘــــــــــﺍﻥ . . . ” ﺍﻟﻠّﻬُﻢَّ ﻋَﺠِّﻞْ ﻟِﻮَﻟﯿِّﮏَ ﺍﻟﻔَﺮَﺝ

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 45
  • 46
  • 47
  • ...
  • 48
  • ...
  • 49
  • 50
  • 51
  • ...
  • 52
  • ...
  • 53
  • 54
  • 55
  • ...
  • 61
دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • آداب زندگی
  • داستانهایی از "خدا"
  • خاطره ای کوتاه از یک شهید
  • حرف دل
  • داستانی
  • لطایف قرانی
  • روز شمار
  • اخلاقی
  • مهدوی

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

حدیث

حدیث موضوعی
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس