یاس خوشبو ی عالم

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

فکر این مسئله بدجور خرابم کرده! که چرا شاه کرامت دل من را نخرید؟

27 آبان 1394 توسط قديري اناري

ای رفیقان که سوی شهر حسین در سفرید

این دل غمزده و زار مرا هم ببرید

زیر یک پرچم و بیرق همگی سینه زدیم

شرط و انصاف نبوده که شما ها بپرید

فکر این مساله بدجور خرابم کرده

که چرا شاه کرامت دل من را نخرید

من شنیدم که در این خانه بد و خوب یکیست

ولی فهمیده ام انگار شما خوب ترید!

و ببالید به خود چون که رسیدید حرم

بین خوبان زمان از همه خوبان به سرید

به مقام علی اکبر که رسیدید مرا یاد کنید

 

 

 لبيك ياحسين 

     التماس دعای فرج

 1 نظر

طلبه، طلبه بمان!

20 آبان 1394 توسط قديري اناري

طلبه که باشی،یه وقتایی دلت می شکنه…

 

طلبه که باشی،می فهمی نمیتونی عادی باشی،عادی بگذری،عادی زندگی کنی

 

طلبه که باشی یه دنیا دشمن واسه خودت تراشیدی

 

طلبه که باشی،ولایی که باشی،عاشق که باشی،از نظر مردم فقط یه شست و شوی مغزی هستی و آماج نگاه های تحقیر آمیز

 

طلبه که باشی،وقتی تسبیح تو دستات می لغزه و انگشتر عقیقت خودنمایی می کنه،بهترین دوستت بهت می گه شدی شبیه پیرها بی سواد مسجدی و تو می شکنی نه بخاطر خودت بخاطر آن مسجدی که مقدس ترین مکان است و به ظلم به اهالیش بی سواد میگویند.

طلبه که باشی و متضاد اطرافیانت که فکر کنی هر روز و هر شبت رو با عزیزترین کسانت و خیلی های دیگه توی بحث های فرسایشی به سر می برید،…

 

طلبه که باشی یعنی تلاش تمام اطرافیانت و…. برای تغییرت یا به اصطلاح خودشان نجاتت!!!!!

 

طلبه که باشی و در حال ذکر یعنی ریاکاری و بدنبال منافع!! و کسی چه میداند تو برای طلبه بودن تمام منافعت را زیر پا گذاشتی….

 

طلبه که باشی و ولایی،باید هر روز در خانه و کوچه و خیابان بشنوی تهمت های بیروایی را که به رهبرت می زنند و وقتی که تو دفاع می کنی حاصلش تنها یه کشمکش بی حاصل و فرسایش روحت هست ولی باز نمی توانی سکوت کنی در مقابل توهین به نهایت آرامانت به رهبرت….

طلبه که باشی ،آدمی ،و ممکنه گاهی بلغزی و امان از لغزشت که با لغزش تو تمام اسلام زیر پا می رود،!!! آبروی طلبه های دیگر هم می رود!! ولی با لغزش دختر یا پسر همسایه او فقط جوان است و جوانی کرده و دلش پاک است….

 

طلبه که باشی معمولی نیستی….خاصی!!!!

 

پس اگر طلبه هستی سعی نکن معمولی باشی….طلبه که باشی فرقی ندارد کوچک یا بزرگ،دختر یا پسر باید مثل یک طلبه زندگی کنی…همین

 پس طلبه طلبه بمان

 1 نظر

السلام علیک یا سید الساجدین. ...

17 آبان 1394 توسط قديري اناري

یعقوب کربلا! چه قدر گریه می کنی

از صبح زود تا به سحر گریه می کنی

 

یعقوب را که غصه ی یوسف شکست و تو

داری برای چند نفر گریه می کنی

 

وقتی که چشم هات می افتد به معجری

حق داری ای عزیز اگر گریه می کنی

 

این طفل را به جان خودت آب داده اند

دیگر چرا میان گذر گریه می کنی

 

از صبح تا غروب فقط نیزه می زدند

داری به «قتل صبر» پدر گریه می کنی

 

چشمت چرا ضعیف شده بی رمق شده

یعقوب کربلا چقدر گریه می کنی؟!

 

با دیدن اسیر کجا می رود دلت؟

با دیدن فقیر کجا می رود دلت؟

 نظر دهید »

اشک خدا *

15 آبان 1394 توسط قديري اناري

 

زن نابینا کنار تخت پسرش در بیمارستان نشسته بود و می گریست. فرشته ایی فرود آمد و رو به زن گفت: ای زن من از جانب خدا آمده ام

 

رحمت خدا برآن است که تنها یکی از آرزوهای تو را برآورده سازد, بگو از خدا چه می خواهی؟

زن رو به فرشته کرد و گفت: از خدا می خوام پسرم رو شفا بده.

فرشته گفت: پشیمان نمی شوی؟

زن پاسخ داد: نه!

فرشته گفت: پسرت اینک شفا یافت ولی تو می توانستی بینایی چشمان خود را از خدا بخواهی!

زن لبخندی زد و گفت: تو درک نمی کنی!

سالها گذشت و پسر بزرگ شد. او آدم موفقی شده بود و مادر موفقیت های فرزندش را با عشق جشن می گرفت.

پسر ازدواج کرد و همسرش را بسیار دوست داشت. روزی رو به مادرش کرد و گفت: مادر نمی دونم چطور بهت بگم ولی زنم نمی تونه

با شما یه جا زندگی کنه می خوام یه خونه برات بگیرم تا شما برید اونجا.

مادر رو به پسرش گفت: نه پسرم من می خوام برم خونه ی سالمندان زندگی کنم , آخه اونجا با هم سن و سالای خودم زندگی می کنم و راحت ترم.

و زن از خانه بیرون آمد , کناری نشست و مشغول گریستن شد.

فرشته بار دیگر فرود آمد و گفت: ای زن دیدی پسرت با تو چه کرد؟ حال پشیمان شده ایی؟ می خواهی او را نفرین کنی؟

مادر گفت: نه پشیمانم و نه نفرینش می کنم. آخه تو چی می دونی؟

فرشته گفت: ولی باز هم رحمت خداوند شامل حال تو شده است و می توانی آرزویی بکنی. حال بگو؟ می دانم که بینایی چشمانت را از 

خدا می خواهی , درست است؟

زن با اطمینان پاسخ داد: نه!

فرشته با تعجب بسیار پرسید: پس چه؟ 

زن جواب داد: از خدا می خوام عروسم زن خوب و مادر مهربونی باشه و بتونه پسرم رو خوشبخت کنه آخه من دیگه نیستم تا مراقب پسرم باشم.

اشک از چشمان فرشته سرازیر شد و از اشک هایش دو قطره در چشمان زن ریخت و زن بینا شد.

هنگامی که زن اشک های فرشته را دید از او پرسید: تو گریه کردی؟ مگه فرشته ها هم گریه می کنن؟

فرشته گفت: بله , ولی تنها زمانی اشک می ریزیم که خدا گریسته باشد!

زن پرسید: مگه خدا هم گریه می کنه؟!

فرشته پاسخ داد: خدا اینک از شوق آفرینش موجودی به نام مادر در حال گریستن است…

 1 نظر

دعای مهدی فاطمه در حق ما!

14 آبان 1394 توسط قديري اناري

سید بن طاووس می‌‌گوید: شبی در سامرا وارد سرداب امام زمان شدم، صدای ملکوتی امام را در حال مناجات با خالق یکتا شنیدم که می‌فرمودند:

 

 اَللّهُمَّ اِنَّ شیعَتَنا مِنّا خُلِقُوا مِنْ فاضِل طینَتِنا وَ عَجِنُوا بِماءِ وِلایَتِنا اَللّهُمَّ اَغْفِرْ لَهُمْ مِنَ الذُّنُوبِ ما فَعَلُوهُ اِتّکالاً عَلی حُبَّنا وَ وِلائِنا یَوْمَ الْقِیامَهِ وَ لا تُوأخِذْهُمْ بِما اَقْتَرَفُوهُ مِنَ السَّیّاتِ اِکْراماً لَنا وَ لا تُقاصَّهِمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ مُقابِلَ اَعْدائِنا فَاِنْ خَفَّفَتْ مَوَازینُهُمُ فَثَقَّلْها بِفاضِلِ حَسَناتِنا.

 

پروردگارا، شیعیان ما از ما هستند، از زیادی گِلِ ما خلق شده‌اند و به آب ولایت ما عجین گشته‌‌اند، خدایا آنها را بیامرز و گناهانشان را عفو فرما.

پروردگارا، آنها را روز قیامت در مقابل چشم دشمنان ما مؤاخذه مفرما چنانچه میزان گناهانشان بیشتر و حسناتشان کم است از اعمال من بردار و به حسنات آنها بیفزای.

 

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 11
  • 12
  • 13
  • ...
  • 14
  • ...
  • 15
  • 16
  • 17
  • ...
  • 18
  • ...
  • 19
  • 20
  • 21
  • ...
  • 61
دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • آداب زندگی
  • داستانهایی از "خدا"
  • خاطره ای کوتاه از یک شهید
  • حرف دل
  • داستانی
  • لطایف قرانی
  • روز شمار
  • اخلاقی
  • مهدوی

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

حدیث

حدیث موضوعی
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس