یاس خوشبو ی عالم

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

الله تنها تنهاییست که هیچ تنهایی را تنها نخواهد گذاشت!!!

13 مرداد 1394 توسط قديري اناري

خداوند ازعزرائیل پرسید: تابحال گریه کرده ای زمانی که جان بنی آدم را میگرفتی؟ 

عزرائیل جواب داد:یک بار خندیدم، یک بارگریه کردم ویک بار ترسیدم 

خنده ام زمانی بود که به من فرمان دادی جان مردی رابگیرم، اورادرکنار کفاشی یافتم که به کفاش میگفت: کفشم راطوری بدوز که یک سال دوام بیاورد.. به حالش خندیدم وجانش راگرفتم 

گریه ام زمانی بودی که به من دستوردادی جان زنی رابگیرم که باردار بود ومن او را درییابان بی آب وغذا یافتم سپس منتظر ماندم تا نوزادش رابه دنیا آورد وجانش راگرفتم دلم به حال آن  نوزاده بی سرپناه در آن بیابان گرم سوخت و گریه کردم 

ترسم زمانی بودکه امرکردی جان فقیهی رابگیرم که نوری از اتاقش می آمد هرچه نزدیک شدم نوربیشترشد وزمانی که جانش راگرفتم ازدرخشش چهره اش ترسیدم و وحشت کردم…. 

دراین هنگام خداوند به عزرائیل گفت :میدانی آن عالمه نورانی که بود…؟ 

اوهمان نوزادی بودکه جان مادرش راگرفتی من مسئولیت حمایتش را 

عهده‌دار بودم…. هرگزگمان مکن که با وجود من موجودی دراین جهان بی سرپناه و تنها خواهد بود 

 

 2 نظر

دو راهکار برای فرو بردن خشم وغضب:

12 مرداد 1394 توسط قديري اناري

سکوت در برابر خشمگین

 

یکی از شگردهایی که میتوان در برابر کسی که خشمگین است، به کار برد و او را

 

آرام ساخت، این است که انسان سکوت کند و بگذارد ناراحتی اش را خالی کند.

 

مرحوم حاج سید هاشم حداد از اولیاي الهی بود. خانم ایشان از عشایر عرب بود.

 

یکی از بزرگان میفرمود: ما در محضر آقاي حداد نشسته بودیم. ناگهان دیدیم خانم

 

ایشان آمد و با تندي و عصبانیت و پرخاشگري گفت: چرا چنین و چنان کردي؟ و در

 

برابر ما میهمانها یک مشت بر سر مرحوم آقاي حداد زد که عمامه اش روي صورتش

 

آمد. ایشان هم تبسم میکرد. گفتیم: اجازه میدهید ادبش کنیم؟ فرمود: نه.

 

عقده هایش را خالی کرد. سبک شد. الآن میرود. ما هم چیزمان نشده است.

 

یعنی چیزهایی هم که گفت به ما نخورده است. عمامه مان را وضو گرفتن

 

پیامبر خدا(ص) در روایتی راهکار دیگري براي فرو نشاندن خشم و غضب بیان فرموده اند:

 

اِنَّ الغَضبَ مِنَ الشَّیطانِ وَ اَنَّ الشَّیطان خُلِقَ مِنَ النّارِ وَ اِنّما یُطفِئُ النّارَ الْماءُ فَاِذا غَضِبَ

 

اَحَدُکُمْ فَلْیَتَوَضَّأْ؛ خشم و غضب از شیطان است و شیطان از آتش خلق شده است. و

 

فقط آب آتش را خاموش میکند. بنابراین، هرگاه کسی از شما خشمگین شد، حتماً وضو

 

بگیرد.

 

هم درست میکنیم.

 

 

 نظر دهید »

آیا از میان جنیان کسانی هستند به ادیان دیگر غیر اسلام اعتقاد داشته باشند؟؟؟

12 مرداد 1394 توسط قديري اناري

جواب ✅- ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ: ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺩﻳﺎﻥ ﻭ ﻣﺬﺍﻫﺐ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ، ﺑﺠﺰ ﻣﺬﻫﺐ ﺍﻫﻞ ﺗﺴﻨﻦ، ﺯﻳﺮﺍ ﺍﺷﺨﺎﺻﻰ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻃﺎﻳﻔﻪ ﺟﻦ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻌﻪ ﻏﺪﻳﺮ ﺧﻢ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻫﻨﻮﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻧﺼﺐ ﺍﻣﻴﺮﺍﻟﻤﺆ ﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﺑﻪ ﺧﻠﺎﻓﺖ ﺗﻮﺳﻂ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻛﺮﻡ ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ

.

 نظر دهید »

پیام راهگشای امام رضا( ع )به شیعیان؛

11 مرداد 1394 توسط قديري اناري

 

 امام علی ابن موسی‌الرضا علیه‌السلام چنین فرمودند: 

ای عبدالعظیم! سلام مرا به دوستانم برسان و به آن‌ها بگو: شیطان را به دل‌های خود راه ندهند، در گفتار خویش راستگو باشند و امانت را ادا کنند.

 

از سخنان بیهوده پرهیز کرده سکوت کنند؛ و از جدال و نزاعی که سودی بر ایشان ندارد دوری کنند.

 

عبدالعظیم به دوستانم بگو: به دیدار و ملاقات هم بروند، زیرا این کار موجب نزدیکی به من است. نسبت به هم دشمنی نکنند و از غیبت و بدگویی بر حذر باشند. زیرا با خود عهد کرده‌ام که اگر کسی چنین کاری انجام دهد و دوستی از دوستانم را ناراحت کند، از خدا بخواهم تا او را در دنیا با شدیدترین عذاب‌ها مجازات کند و در آخرت نیز از زیانکاران خواهد بود.

 

به ایشان بگو: به درستی که پروردگار نیکوکارانشان را می‌آمرزد و از خطای گناهکارانشان درگذشته است، مگر کسانی که به خدا شرک ورزیده یا دوستی از دوستانم را آزرده و یا کینه آن‌ها را به دل گیرد. به درستی که خداوند او را نخواهد بخشید تا آنکه از کردار ناشایست خود دست بردارند، هر گاه از این اعمال نادرست دوری گزیند، آمرزش خدا شامل حالشان می‌شود در غیر اینصورت روح ایمان از قلبش بیرون رفته و از «ولایت» ما خارج گشته و بهره ای از ولایت ما نخواهد برد؛ و اعوذبالله من ذلک.» شیخ مفید/ اختصاص/ ص ۲۴۱

 

پیج روش زندگی و بندگی

 نظر دهید »

عفّت حضرت یوسف ( ع ) *

04 مرداد 1394 توسط قديري اناري

 

روزی زلیخا با یوسف خلوت کرد و از فرصت به دست آمده استفاده نمود. روبه یوسف کرد و گفت: سرت را بلند کن و به من نگاهی کن 

یوسف گفت: می ترسم هیولای کور و نابینایی بر دیدگانم سایه افکند. 

- زلیخا : به به! چه چشم های شهلا و زیبایی داری! 

- یوسف : همین دیدگان من در خانه ی قبر، نخستین عضوی هستند که متلاشی شده و روی صورتم می ریزند. 

- زلیخا : چه قدر بوی خوشی داری! 

- یوسف : اگر سه روز بعد از مرگ من بوی مرا استشمام نمایی، از من فرار می کنی. 

- زلیخا: چرا نزدیک من نمی آیی؟ 

- یوسف : چون می خواهم به قرب خداوند نایل شوم. 

- زلیخا : گام بر روی فرش های پر بها و حریر من بگذار و خواسته مرا برآور. 

- یوسف : می ترسم بهره ام در بهشت از من گرفته شود. 

وقتی که زلیخا استقامت و پاک دامنی یوسف را دید و یقین کرد که تسلیم هوس های او نمی شود، از راه تهدید وارد شد و به یوسف گفت : حالا که چنین است تو را به شکنجه گران زندان می سپارم… 

یوسف با کمال نیرو گفت: باکی نیست، خدا یاور من است.

 1 نظر
  • 1
  • ...
  • 23
  • 24
  • 25
  • ...
  • 26
  • ...
  • 27
  • 28
  • 29
  • ...
  • 30
  • ...
  • 31
  • 32
  • 33
  • ...
  • 61
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • آداب زندگی
  • داستانهایی از "خدا"
  • خاطره ای کوتاه از یک شهید
  • حرف دل
  • داستانی
  • لطایف قرانی
  • روز شمار
  • اخلاقی
  • مهدوی

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

حدیث

حدیث موضوعی
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس